![]() |
![]() |
|
| ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر گردی به پا شد در افق گوئی سواری می رسد |
|
فریاد مرگ بر آمریکا را فراموش نکنید آیه!!!! الله.!!!!! منتظری
تا چند سال قبل هنوز بر درو دیوار کشور اسلامی مان نوشته بود !!! ولی ....!!!!! ای آمریکای عزیز ای ابر قدرت ای عزیز مقتدر ما را ببخش که سالها اشتباه می کردیم بعداز سی سال طلبگی تازه فهمیدم ملاک در شناخت روحانی واقعی آمریکائی بودن اونه اگه آخوند آمریکائی بود حرف نداره اصلا جنس باید آمریکائی باشه ! ماشین ابزار کوله پشتی کیسه خواب اعتقادات حتی آخوندش هم باید آمرکائی باشه والا یه عده البته نه قشر مومن دلسوز !!قبولش ندارن ولی اگه آخوند آمریکائی باشه پیر باشه جوون باشه عام باشه سید باشه فرقی نداره !البته جوابهای بی محتوا نمی خام مردونه بگو . کی عقب نشینی کرد ؟ من !!! بس نیست ؟ میدونی مرا به یاد عبدالله بن زبیر انداخت که با اباعبدالله بیعت نکرد بعد مجبور شد با یزید اون هم چطور با پاهای یزید لعنتی بیعت کنه راستی قول پیامبر را هم به یاد من انداخت که تاریخ در امت من تکرار می شود به کجا چنین شتابان ؟؟؟ الیس الصبح بقریب؟؟؟ قرآن کریم صبر کن کجا شو دیدی؟؟؟؟ سبز سبز واقعی باش نه هر روزی یه رنگ شما بچه مذهبی ها حد اقل راهتون را از اینها جدا کنید!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:5 توسط علی |
|
|
حضرت معصومه علیهاسلام در اول سال 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود آن حضرت در 28 سالگی و در روز دوازدهم ربیعالثانی سال 201 هجری قمری در قم رحلت نمود كه امروز بارگاه ملكوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم میدرخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است. مقام علم و عرفان ایشان در مرحلهای است كه در فرازی از زیارتنامه غیر معروف ایشان چنین میخوانیم: «السلام علیك یا فاطمه بنت موسی بن جعفر و حجته و امینه»؛ سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین از جانب موسی بن جعفر. و باز میخوانیم: «السلام علیك ایتها الطاهرة الحمیدة البرة الرشیدة التقیة الرضیة المرضیة»؛ سلام بر تو ای بانو پسندیده نیك سرشت، ای بانوی رشد یافته، پاك طینت، پاك روش، شایسته و پسندیده. امام صادق علیه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام در توصیف قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودی بانویی از فرزندانم به سوی آن كوچ كند كه نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است و با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می شوند. مشابهتهای حضرت معصومه علیها سلام به حضرت زهرا فداكاری ایشان در راه اثبات ولایت بود زیرا حضرت معصومه علیهاالسلام نیز آن چنان تلاش كرده جان خود را فدا نمود و به شهادت رسید. یعنی حضرت معصومه علیهاالسلام نیز با كاروانی از حجاز به سوی خراسان برای دیدار چهره عظیم ولایتمداران عصر یعنی برادرش حضرت رضا علیه السلام حركت كرده تا یار و یاور او باشد ولی در مسیر هنگامی كه به سرزمین ساوه رسید دشمنان خاندان نبوت در یك جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و با ریختن زهر در غذایش او را مسموم ساختند كه بیمار شد و به قم آمد و پس از شانزده روز سكونت در قم به شهادت رسید. حضرت امام خمینی (قدس سره) در قصیدهای كه شامل 44 بیت است او را با حضرت زهرای اطهر مقایسه كرده در بخشی از آن میگوید: دختر چون این دو در مشیمه قدرت نــامد و نایـد دگــر هماره مــقدر آن یك امواج علــم را شده مبــدا ویـن یك افواج حلم را شده مصدر آن یــك در عالـــم جلالـت كـعبه وین یك در ملك كبریایـی مشــعر لم یلـــدم بستـه لـب و گرنه بگفتم دخــت خدایـند این دو نــور مطهر آن یــك خـاك مدینـه كـرد مزین صفــحه قم را نمود این یـك انــور خاك قم ایـن كرد از شـرافـت جنت آب مــدینه نـمـوده آن یك كــوثر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:56 توسط علی |
|
|
دشمن از ما چه مي خواهد ؟ قرآن مي گويد: ۱ ودو لو تدهن فيدهنون دشمن مي خواهد تو قدري از مواضع خود كوتاه بيائي. ۲ ودوا ما عنتم دشمن براي ما رنج وآزار مي خواهد ۳ ود كثير من اهل الكتاب لو يردونكم من بعد ايمانكم كفارا : دشمن مي خواهد ما از اعتقادات خود باز گرديم دست از دين خود بكشيم . ۴ ود الذين كفرو لو تغفلون عن اسلحتكم وامتعتكم : دشمن مي خواهد ما از سرمايه و سلاح خود غافل شويم تمام سلاح هاي دنيا براي خودش باشد ولي ما سلاح پيشرفته نداشته باشيم . ۵ لا يلونكم خبالا . دشمن از آزار واذيت شما كوتاهي نمي كنند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:49 توسط علی |
|
|
یکی دیگر از پاسخهایی که گروهی از اهل سنت در مقابل دلایل
نصب حضرت علی (علیهالسلام) مطرح میکنند این است که از یک سو انتصابی بودن امامت را منافی مردمسالاری میشمارند و از سویی دیگر بیرغبتی آن حضرت را نسبت به حکومت تاییدی بر جدایی دین از سیاست و بیاهمیت بودن موضوع به حساب میآورند. آنها در توضیح این مطلب میگویند خواست اسلام این است که مردم در مسائل سیاسی و دنیایی خودشان تصمیم بگیرند تا رشد کنند و قرآن در آیاتی مانند "و امرهم شوری بینهم" این مسائل را به خود مردم واگذار کرده است. از نگاه این افراد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دارای دو شان بودند: یکی مقام نبوت که با ارتحال آن حضرت پروندۀ آن برای همیشه بسته شد، و دیگری حکومت که به دلیل بیعت و انتخاب مردم تحقق یافته بود و پس از آن حضرت هم باید از همان طریق جانشین پیدا کند. . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دارای سه شان اصلی بودند: اول: ابلاغ وحی، دوم: تبیین شریعت و سوم: رهبری سیاسی امت و قضاوت میان آنان. صلاحیت آن حضرت برای این شئون جنبۀ الهی داشت و وابسته به انتخاب و پذیرش مردم نبود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:43 توسط علی |
|
|
کلمه حجاز از«حاجز»گرفته شده و به معنای«مانع»است.این نام بدین دلیل است که رشته کوه«سراة»که از شمال تا جنوب جزیره کشیده شده،دو قسمت را از یکدیگر جدا کرده که در یک سوی آن نجد و در سوی دیگر تهامه قرار گرفته است.بدین ترتیب،این کوهها مانعی هستند میان این دو ناحیه،و حجاز شامل این منطقه کوهستانی به سمت غرب است. حجاز نیز چون دیگر نواحی جزیرة العرب،بسیار خشک و کم آب است و تنها در برخی از وادیها، آبهای فصلی و یا چاه وجود دارد که از قدیم برخی از قبایل عرب را گرد خود جمع کرده است. به همین دلیل،مناطق مسکونی دائم،کمتر در حجاز وجود داشته و در زمان ظهور اسلام تنها چند ناحیه مانند مکه،طائف،یثرب و خیبر به عنوان مراکز شهری شناخته میشده است. مکه وکعبه جعفریان |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 7:3 توسط علی |
|
|
کافرومومن خداگویند لیک درمیان هردو فرقی هست نیک
آن گدا گوید خدا از بهر نان متقی گوید خدا از عین جان
گربدانستی گداازگفت خویش پیش چشم اونه کم ماندی نه بیش
سالها گوید خدا آن نان خواه همچوخر مصحف کشد ازبهر کاه
گر به دل درتافتی گفت لبش ذره ذر گشته بودی قالبش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 1:35 توسط علی |
|
|
آیا صدای قدم هایش را نمی شنوید ؟
اوخواهد آمد ؟ از هم اکنون انکارش را شروع کردند!!!!!
صدای عدالتش آنها را به وحشت انداخته با شنیدن صدایش چه می کند؟؟ آیا صبح نزدیک نیست ؟ یک رئیس جمهور پیدا شد صدای عدالت را بلند کرد دشمنان عدالت چه می کنند ؟ !! منافعشان را در خطر می بینند یاصاحب الزمان صدایت نزدیک است!! انهم یرونه بعیدا ونراه قریبا |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 19:52 توسط علی |
|
|
رازی پنهان رازی در قرآن نهفته است که وقتی قرآن می خوانی مثل نونی که تازه از توی تنور بیرون آورده باشند داغ داغ، تازه تازه. از امام صادق (علیه السلام) سوال کردند: در قرآن چیه که هنگام خواندن آن جز تازگی و تراوت چیزی ندارد؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی قرآن را تنها برای یک زمان بدون در نظر گرفتن زمان دیگر و برای مردمی بدون در نظر گرفتن مردم دیگر قرار نداد! و قرآن در هر زمانی جدید است و نزد هر ملتی تازه و باطراوت است تا روز قیامت!»1 بله این راز تازه بودن قرآن است ، که عرب و عجم ، هر وقت سراغ قرآن می رند، احساس نمی کنند که قرآن مال 1400 سال قبله! تازه بر عکس، می گند قدیمی ها که از قرآن سر در نمی آوردن ! قرآن برای نسل ما اومده. عرب 1400 سال قبل از قرآن چی می فهمید؟ این مائیم که قرآن را درک کردیم! پیغمبر قرآن را نزد آنها به ودیعه گذاشته تا نسل به نسل به دست ما برسد! جالبه که آیندگان هم در مورد ما همین مطالب را خواهند گفت!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:52 توسط علی |
|
|
چرا حضرت علی(علیهالسلام) نام فرزند خود را عثمان نهاد؟ یكی از شبهههایی كه وهابیون به شیعه وارد میكنند و به نوعی میخواهند شیعه را زیر سوال ببرند، اینست كه چرا حضرت علی(علیه السلام)، نام فرزند خود را همنام خلیفه سوم؛ عثمان نهاده است؟! برای پاسخ به این سوال ذكر چند نكته ضروری مینماید تا به داستان اسامی فرزندان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(علیهماالسلام) با دیدی سادهلوحانه نگاه نکرد. ذكر این مطلب لازم و از مسلمات است كه نامگذاری به تنهایی، دلیل بر حبّ و بغض نسبت به كسی نمیباشد. پس نمیتوان بر روی نامگذاریها به تنهایی قضاوت كرد. در اینجا ذكر چند مطلب لازم مینماید: 1- برخی از اصحاب ائمه اطهار(علیهم السلام) همنام خلفا اهل تسنن بودهاند. حتی برخی از آنها نامهایی مثل شمر، یزید و عمرو داشتهاند که این خود نشانگر اینست كه استفاده از این اسامی در آن زمان، رواج داشته است. 2- ابن حجر عسقلانی در کتاب الاصابة خود افراد بسیاری را نام میبرد که اسمشان "عمر" بوده، آیا تمام این اسامی به دلیل محبت و علاقه خود به خلیفه دوم بوده است؟ در همان زمان کسانی بودند همنام خلفاء که سنشان هم از خلفای سهگانه بیشتر بوده است! آیا میتوان ادعا كرد كه اگر كسی همنام ایشان نبوده یعنی نسبت به آنها بغض و دشمنی داشته است؟! 3- در روایات رسیده از حضرات معصومین(علیهم السلام) هیچ منعی از اینگونه نامگذاری دیده نشده، کما این که از نامهای "حرب" و "ضرار" نهی فرمودهاند. در این عصر هم دیده میشود نامهایی كه با مسمی نیست. مگر نام صدام، حسین نبود؟! آیا این اسم نشانگر محبت و علاقه به امام بوده و یا حسینی بودن او را میرساند؟ آنچه که ذکر شد دلیل بر این است که فقط با نامگذاری فرزندان به نام ائمه اطهار، محبت و دلگرمی به وجود نمیآید، بلکه اسباب محبت فراتر از این مقولههاست و یا بالعكس اگر از نام ائمه هم استفاده نشود نشانه بی علاقهگی به اهلبیت (علیهم السلام) نیست. 4- یکی از یاران و اصحاب امام سجاد(علیه السلام)،"یزید بن حاتم" بوده و یا "یزید الصائغ" از اصحاب امام باقر(علیه السلام) و همچنین فردی به نام "شمر بن یزید"، از اصحاب امام صادق(علیه السلام) بودهاند. آیا میتوان دلیل آورد که از محبت "شمر" و "یزید"، این نامها انتخاب شده است؟ 5- شیخ مفید در ارشاد قائل است که یکی از فرزندان امام حسن مجتبی(علیه السلام) "عمرو" نام داشت؛ آیا میتوان گفت که حضرت به دلیل علاقه به "عمرو بن عبدود" این اسم را انتخاب کردهاند؟ 6- در این که مسلمانان علاقه بسیاری به حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) دارند شکی نیست. اما آیا همه مسلمانان نام "محمد" را برای فرزندان خود انتخاب میکنند؟ آیا میتوان گفت که آنهایی که فرزندی به نام رسول خدا ندارند، به ایشان بی علاقه هستند؟(1) 7- نامگذاری در هر اجتماعی، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عربها برای خود یك سری نامهای متداول داشتهاند كه بعضاً "عَلَم" بوده و معنای خاصی نداشته و بعضی از آنها معنا داشته مانند معاویه و حارث كه مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، كه از جمله آن: ابوبكر، عثمان، عمر، معاویه، عمر، یزید و ... میباشد. این اسامی در فرهنگ زمان امامان پیشین مطلوب و مرسوم بوده و امروز هم در بسیاری از كشورها و مناطق عربنشین، این اسامی مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدینگونه نامگذاری میكنند. 8- بعد از حادثه كربلا و ستمهای بنیامیه، فاصله فرهنگی بین شیعه و دیگران روز به روز بیشتر گردید و رفته رفته در فرهنگ شیعه یك سری اسامی رواج یافت و یك سری نامها از رونق افتاد. شیعیان در قرنهای بعد كوشیدند با نامگذاری فرزندان خویش به نامهای پیامبر و اهل بیت و صحابه با وفایشان، به نوعی در پی زنده كردن ارزشها برآیند. این فرهنگ برگرفته از رهنمودهای امامان(علیهم السلام) میباشد. برعكس آنانی كه چهرههای بارز دشمنی با پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت مكرمشان بودند، همانند ابوسفیان، معاویه، یزید، نامهایشان در نامگذاریهای شیعیان از رونق افتاد و كمكم متروك شد. این سخن مربوط به قرنهای بعدی است. بنابراین نامگذاریها برگرفته از فرهنگ اجتماعی است و در زمان امامان به خصوص در زمان امام علی (علیه السلام) نامگذاری به آن اسامی مذموم و متروك نبود.
حال بررسی میكنیم كه چرا حضرت علی(علیهالسلام) نام فرزند خود را "عثمان" نهاد. روایتی در کتب تاریخی ذکر شده که حضرت امیرمومنان علی(علیهالسلام) دوستی داشتند، به نام "عثمان بن مظعون" که او به عبادت کردن، معروف بود. امام آنقدر وی را دوست میداشتند که فرزندی از فرزندانشان را به نام او، نامگذاری فرمودند. «إنّما سمَّیته عثمان، بعثمان بن مظعون أخی، نام فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون، عثمان نهادم. حضرت علی(علیهالسلام) در نهجالبلاغه حکمت 289 ، عثمان بن مظعون را بسیار ستوده است. ایشان در مدح او فرموده است «در زمان گذشته یک برادر الهی داشتم که مقام و منزلت او در چشم من بسیار بزرگ و عظیم مینمود، به علت آن که دنیا در چشم او بسیار پست و حقیر بود. و او از تسلط نفس اماره و شهوت شکم بیرون بود؛ چیزی را که نمییافت اشتها نمیکرد، و چون چیزی را مییافت، آن را بسیار به کار نمیبست. و بیشتر اوقات، در سكوت بود؛ و اگر احیاناً سخنی میگفت، چنان سخنش مغزدار و پر حقیقت بود که دیگر مجال سخن برای گویندگان نمیگذاشت و چون آب زُلال، عطش پرسشکنندگان را فرو مینشاند. و مرد متواضع و ضعیفی بود که دیگران بدین لحاظ او را بزرگ نمیشمردند و شرائط آداب و حقوق او را رعایت نمیکردند و به او به دیده حقارت مینگریستند؛ ولیکن در مقام جِد و دفاع از حق و حریم خدا چون شیر ژیان و چون افعی حمله مینمود. معرفی عثمان بن مظعون «عثمان بن مظعون» فرزند «حبیب بن وهب بن حذاقة بن جمح الجمحی» بوده است او چهاردهمین فردی بود که اسلام آورد و از اصحاب رسول خدا بود. عثمان بن مظعون دو هجرت داشته، اولین هجرت وی در صدر اسلام به حبشه بوده است. وی از کسانی است که در جنگ بدر حضور داشت. او در دوران جاهلیت نیز شراب را بر خود حرام کرده بود هنگامی که عثمان مظعون از دنیا رحلت فرمود، پیامبر به منزل او آمد و فرمود: «رحمک الله ابا السّائب؛ ای پدر سائب! خدا رحمتت کند.» سپس پیامبر خم شد و بر صورتش بوسه زد. نقل شده وقتی پیامبر(صلیالله علیه و آله) سر بلند کردند، آثار گریه بر چهره مباركشان مشهود بود. سپس آن حضرت بر بدن وی نماز گزارد و او را در بقیع دفن فرمود. پیامبر سنگی بر قبر او نهاد تا آثار آن باقی بماند. آن حضرت گهگاه قبر او را زیارت میکرد. پیامبر عثمان بن مظعون را بسیار دوست میداشت. او فردی بزرگوار، عابد و زاهد بود. روزها روزه میگرفت و شبها به عبادت میایستاد. وی در ماه ذی الحجه سال دوم هجری در مدینه وفات کرد و اولین کسی بود که در بقیع به خاک سپرده شد وقتی که رقیه دختر رسول خدا(صلیالله علیه و آله) رحلت کرد. پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله) فرمودند: «الحقی بسلفنا الخیر عثمان بن مظعون؛ دخترم، به سبقت گرفته نیکوکار از ما، عثمان بن مظعون ملحق شدهنگامی که زینب دختر رسول خدا نیز دار فانی را وداع گفت، پیامبر فرمودند: «الحقی بسلفناالخیر عثمان بن مظمون؛ دخترم به گذشتگان نیکوکار ما، عثمان بن مظعون محلق شود عثمان بن مظعون از چهرههاى درخشان مسلمانان صدر اسلام است و تا پایان عمر در راه اسلام ثابت قدم بود. او در مدینه چشم از جهان پوشید و نخستین كسى است كه در «بقیع » مدفون شد، و همین موجب گردید كه بقیه اموات مسلمانان در آنجا دفن شوند، و بقیع به صورت قبرستان مسلمانان مدینه درآید. غیرت و مردانگی عثمان بن مظعون ابن هشام در سیره خود نقل کرده : در زمانی كه قریش در مكه مسلمانان را آزار میدادند؛ عثمان بن مظعون در پناه ولید بن مغیره مرد سرشناس قریش درآمد. وقتی عثمان بن مظعون دید كه سایر مسلمانان تحت تعقیب و شكنجه سران قریش قرار دارند، ولى او كه در پناه ولید است آزادانه آمد و رفت مىكند و كسى هم با او كارى ندارد؛ این پناه را ننگ بزرگی برای خود دانست، و به خود گفت: همدینان من باید گرفتار انواع آزار و شكنجه باشند، و من در جوار مردى مشرك قرار گیرم؟ پس به نزد ولید آمد و ضمن تشكر از پناه دادن وی به او گفت: من پناهندگى خود را پس گرفتم. ولید بن مغیره گفت: چرا؟ شاید كسى از بستگان من به تو آزار رسانده است؟ عثمان بن مظعون گفت: مىخواهم در پناه «الله » باشم، نمىخواهم در پناه غیر او قرار گیرم. سپس به ولید گفت: برویم به مسجدالحرام و همان طور كه من به طور آشكار در امان تو درآمدم، در بین مردم، اعلام كن كه حق امان خود را پس گرفتهاى. پس هر دو وارد مسجدالحرام شدند و در آنجا ولید بن مغیره خطاب به سران قریش گفت: بدانید كه این عثمان بن مظعون حق امان خود را به من برگردانده و پناهندگى خویش را پس گرفته است. عثمان بن مظعون هم گفت: ولید راست مىگوید. من او را در پناه دادن به خود با وفا و بزرگوار دیدم، ولى نمىخواهم جز در پناه «الله» پناه گیرم. بنابراین حق جوار خود را به او برمیگردانم. نقل از تبیان با کمی تغییر |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:13 توسط علی |
|
نظريه ساختگى بودن نذر عبد المطلب
در تمامى تواريخ اسلامى و كتب مربوطه سنى و شيعى نوشتهاند كه عبدالمطلب نذر كرده بود كه اگر خداوند ده پسر به او داد، يكى از آنها را در راه خدا قربانى كند و چون داراى ده پسر شد و قرعه زد، به نام عبدالله آمد، سپس او را با صد شتر به قرعه گذاشت و قرعه به نام شتران آمد، و شتران را به جاى عبدالله قربانى كرد! در بعضى از تواريخ و روايات اهل تسنن نوشتهاند كه اين راى زنى جادوگر بود كه گفت: او را با قربانى كردن شتران معاوظه كنيد. در صورتى كه اين موضوع افسانه است و اصلى ندارد. و از عقل و درايت و ديانت عبدالمطلب كاملا به دور است. ثقة الاسلام كلينى در «كافى» رواياتي نقل كرده كه دلالتبر عظمت و جلالت و كمال ايمان و عقل و بينش روشن او دارد. از جمله امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: «عبدالمطلب روز قيامت تنها و به سيماى پيغمبران وارد صحراى محشر مىشود» كه مىرساند نظر به شخصيت نافذ وعقيده و ايمان خاصى كه در عصر جاهليت داشته به طور شاخص محشور مىگردد. دليل بر مجعول بودن اين داستان امورى است كه ذيلا به آن اشاره مىكنيم: 1- داستان برخورد عبدالمطلب با ابرهه فرمانده حبشى بهترين گواه بر كمال عقل و درايت عبدالمطلب است كه مىرساند چنين كار و نذر مضحكى از وى بعيد بوده است. 2- يعقوبى مورخ مشهور مىنويسد: عبدالمطلب در زمان جاهليتسنتهائى داشت كه در اسلام نيز تثبيتشد; مانند حرام دانستن شراب، و زنا و حد زدن زناكار، و بريدن دست دزد و تبعيد زنان بدنام از مكه، و جلوگيرى از زنده به گور كردن دختران و ازدواج با محارم، و سرزده وارد خانه شدن، و عريان طواف كردن، و حكم به وجوب وفاى بنذر، و احترام چهار ماه محترم(رجب، ذىالقعده، ذىالحجه و محرم) و مباهله كردن (يعنى براى اثبات حقانيت نفرين كردن و حق يكديگر) بنابر اين شخصى اين چنين، هرگز نذرى آن چنان نمىكند. 3- پيغمبر در حديث معتبر افتخار مىكرد كه فرزند عبدالمطلب است و مىفرمود: «من پيغمبرم دروغ نيست، من فرزند عبدالمطلب هستم 4- چطور ممكن است مردى با اين بزرگوارى نذر به چيزى كند كه در اكثر شرايع آسمانى نهى شده بود و در نزد عقل بسيار زشت و از بزرگترين جنايات به شمار مىرفته است؟ 5- نذر كردن و كشتن فرزندان به عنوان نذر براى معبود از سنن بتپرستان و ستارهپرستان (صابئين) بوده، و خداوند در قرآن مجيد آن را ازجمله اعمال شنيع آنها شمرده و فرموده است: بدين گونه بسيارى از مشركين خوش داشتند كه اولاد خود را بكشند اين غير از زنده بگور كردن دختران بوده كه قبيله بنى تميم معمول مىداشتند. زيرا كه «اولاد»درآيه شريفه اعم از پسر و دختر است، و نيز غير از كشتن اولاد به واسطه فقر و بيم از گرسنگى است، بلكه اين قتلها اولاد كه مشركين معمول مىداشتند براى تقرب به خدا بوده است. 6- اگر بگويند شايد عبدالمطلب مانند ابراهيم مامور بوده فرزندش را در راه خدا فدا كند، مىگوئيم اين درست نيست، چون در انى روايات صريحا مىگويد عبدالمطلب نذر كرده بود، مضافا به اين كه اگر مامور بود مىبايد آن را عملى سازد و ديگر قرعه انداختن معنا نداشت، و اصولا چرا نگفت: من مامور به اين كارم؟ 7- در سلسله راريان اين داستان ساختگى و امثال آن مانند «انا ابن الذبيحين» افرادى ضعيف و مجهول و مهمل كه بعضى هم شيعه اماميه نبودهاند، قرار دارند، و به همين جهت روايات آن ضعيف و مغشوش و بيشتر از طريق عامه روايتشده و از آنها به شيعه سرايت كرده است. 8- علامه مجلسى مىگويد: شيعه اعتقاد دارد كه پدران پيغمبر تا آدم، خداپرستبودند،و ازفخررازى نقل مىكند كه گفته است: «شيعه عقيده دارد كه هيچ يك از پدران پيغمبر كافر نبودهاند بنابر آنچه ذكر شد ماجراى نذر عبدالمطلب از اختراعات قصه گويان عامه بوده كه خواستهاند على رغم شيعه اماميه، عبدالمطلب را مانند ديگر مشركان قلمداد كنند، و كسانى امثال زمخشرى و فخر رازى و نيشابورى ازقدماي علماى عامه و بعضى از متاخرين آنها همچون مراغى و سيد قطب و بسيارى ديگر از مفسران آنها اين داستان ساختگى را در تفسير آيه; «كذلك لكثير من المشركين قتل اولادهم شركائهم» نقل كرده و مصداق آن را عبدالملطلب دانستهاند!! تا از اين راه اعتقاد خود را در مشرك دانستن پدران پيغمبر (صلى الله عليه و آله) تثبيت كنند و عقيده پاك شيعه اماميه را در اين خصوص تخطئه نمايند. شايد هم رد زمان بنى اميه براى لكه دار ساختن عبدالمطلب جد اميرالمومنين على (عليه السلام) اين افسانه را ايجساختهاند، همان طور كه فرزندش ابوطالب را مسلمان ندانسته و سعى كردهاند او را مشرك قلمداد كنند تا از آن راه به شخصيت امير المومنين على (عليه السلام) لطمه وارد سازند، به شرحى كه در بخش «وفات ابوطالب» خواهيم گفت. نذر و قربانى اولاد مطابق صريح قرآن از عادات ناپسند بسيارى از مشركين بوده است، و اين عمل شنيع، با هيچ توجيه و ملاكى زيبنده مقام با عظمت عبدالمطلب نبوده و نيست. داستان نذر عبدالمطلب در منابع و ماخذ عامه توام با خرافات زياد و حكميت زنى جادوگر و كاهن از قبيله «بنى سعد» كه عبدالمطلب با هشتصد نفر مرد براى كسب تكليف نزد وى رفته بود، آمد، و بعضى از آن هم به كتب شيعه رخنه كرده است، ولى ما همه را ديدهايم، و به طور قطع مىگوئيم به افسانه بيشتر شبيه است تا به واقعيت. علامه مجلسى در «بحار الانوار» به تفصيل روايات آنرا نقل كرده كه افسانه بودن همه آنها در يك نتيجهگيرى، به خوبى آشكار است. مجموع مطالعات خصوص «تاريخ اسلام» به روشنى معلوم است كه يا افسانه سرايان صدر اسلام ويا مغرضان بنى اميه و مخالفان حكومت الهى على (عليه السلام)، اين افسانه را ساختهاند، تا مانند موارد ديگر مقام آنها را نزد مسلمين پايين آورند، و زمينه را براى حكمیت افراد معمولى هموار سازند، براى بنى هاشم باقى نماند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 0:18 توسط علی |
|
|
كسانى كه دين را انكار مى كنند و يا از عمل به برنامه هاى آن مى گريزند از منطق به دورند!!! از اين رو طرح براهين فلسفى بر اثبات وجود خدا، نبوت و هدفدارى جهان و....، براى بسيارى بى فايده است زيرا آنها با فلسفه دين را رها نكرده اند تا با فلسفه به دين برگردند !توجه كنيد!
برخى عوامل و ريشه هاى دين گريزى را از نظر قرآن كريم بهانه جوئي، بي خردي ، سنت گرائي ، دنيا دوستي ، هواي نفس ، حسادت، بيمار دلي، بي نياز پنداري، تكبر |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:34 توسط علی |
|
|
شهيد مطهري در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» اين گونه ميگويد: عكس العمل ايرانيان در برابر اسلام فوق العاده نجيبانه و سپاسگزارانه بوده و از يكنوع توافق طبيعي ميان روح اسلامي و كالبد ايراني حكايت ميكند. اسلام براي ايران وايراني در حكم غذاي مطبوعي بوده كه به حلق گرسنهاي فرو رود، يا آب گوارايي كه بهكام تشنهاي ريخته شود. طبيعت ايراني مخصوصاً با شرايط زماني و مكاني و اجتماعي ايران قبل از اسلام، اين خوراك مطبوع را به خود جذب كرده و از آن نيرو و حيات گرفته است ونيرو و حيات خود را صرف خدمت به آن كرده است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 14:1 توسط علی |
|
|
چنان چه از قرآن استفاده ميشود سحر و جادو قطعاً وجود دارد و در احکام اسلامی سحر از گناهان کبيره و بزرگ بوده و حکم ساحر سحر كننده اعدام است و تعليم و تعلّم سحر نيز حرام ميباشد، البته بجز موقعي که براي باطل نمودن سحر از آن استفاده گردد؛ به اين معني که تعليم سحر براي باطل نمودن سحر حرام نيست. و اما دعا، دريايي بيکران و گنجينهاي تمام نشدني است که انسان را به خالق خود پيوند ميدهد و هر کس به مقدار ظرفيت و بزرگي خود بهرهاي از آن دارد. البته دعاها داراي مراتب و آثار مختلفي هستند و استفاده از دعاهايي که از معصومين عليهم السلام و از طرق صحيح به ما رسيدهاند، ما را در رسيدن به مقصود ياري ميدهد. در تاريخ اسلامي پيشگويي برخي از بزرگان و مقربين درگاه الهي، از جمله شاگردان اهل بيت عليهم السلام، آمده است اما اين که هر کسي که ادعاي این را دارد راستگو است و دچار تخيلات بيمار گونه و يا الهامات شيطاني نيست، امر ديگريست. لذا باید مراقب بود در دام شیادان .......... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 13:50 توسط علی |
|
|
دين داران دروغين تفسير سوره ماعون در فرهنگ غرب کلمه دين به اين معنا که ما داريم وجود ندارد برداشت آنان از دين يک حالت خشک وبي روح است يک اعتقاد آنچناني به خدا و بس يک باو ر religion: one of the ways of beliving in a god ولي در ديد و نگرش ما مسلمانان دين يك ايدئولوژي وعقيده شناسي همراه با دستور العمل هاي سازنده و اخلاقي اجتماعي يك پيوند ميان خالق و مخلوق است انسان بدون داشتن عقيده و هدف و اعتقاد به چيزي نمي تواند زندگي سالم داشته باشد انسان بدون اعتقاد يا به صورت موجودي خودخواه در مي آيد كه منافع شخصي خود را مي بيند وبس يا به شكل موجودي سركردان كه تكليف خود را در اجتمتاع نمي داند انسان بدون پرستش بدون تقديس واعتقاد نمي تواند باشد اگر خداي يگانه راتقديس نكند ناچار ديكري را به جاي او برمي گزيند واورابه عنوان حقيقت برتر خواهد ساخت وپرستش مي كند وبا رجوع به تاريخ ملت ها اين حقيقت به روشني ديده خواهد شد . اگر در جامعه اي احترام به همنوع به همسايه و... نباشد حكايت از بي اعتقادي به آئين صحيح آسماني دارد . دين اسلام همه مردم را به اتحاد انسجام و نوع دوستي و دستگيري از بينوايان تشويق وترغيب مي كند آثار تربيتي سوره : مساله نوع دوستي واحسان كردن به هم نوع يك مساله غريزي وفطري براي انسان است كه اگر خود خواهي ها وصفات زشت را از خود دور كند به سرچشمه زلال معرفت ديني واجتماعي خواهد رسيد به حقوق بينوايان كه بر گردن ثروتمندان جامعه است آگاهي پيدا كردن در جامعه اي كه فرهنگ ديني حاكم نباشد حق تهيدستان پايمال مي گردد حق بي سرپرستان داده نمي شود وخورده مي شود نماز خوان ها و مسلمانان بي درد كه به فكر ضعيفان جامعه نیستتند در رديف بي دينان هستند مسلمانان رياكار در رديف بي دينان مي باشند ......... ادامه دارد...................... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 13:37 توسط علی |
|
|
دخول مردم در دين يا دخول دين در مردم ؟
اگر در اثر معرفت و شناخت يقين پيدا شد ،انسان پخته مي شود و هيچ پخته اي خام نمي شود، ولي اگر بر اساس احساسات و شعارها داغ شد، ممكن است بعد از مدّتي گرفتار ترديد و در نتيجه سرد شود، چون هر داغي سرد مي شود!!!
اين است تفاوت دخول مردم در دين با دخول دين در مردم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:19 توسط علی |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:39 توسط علی |
|
|
زیارت عاشورا از حضرت امام محمد باقر علیه السلام رسیده است. زیارت عاشورا را میتوان هر وقت از شبانه روز خواند. بعد از آن که دو رکعت نماز به جای آورد، زیارت را بخواند. گروهی هم قبل و بعد از این زیارت دو رکعت نماز به جای می آورند. اگر میتواند بخواند. و اگر نمیتواند یکبار خواندن کافی است خواندن زیارت عاشورا کافی است و خواندن آن قسمت که از امام صادق(ع) نقل شده است(دعای علقمه) ثواب جداگانهای دارد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:32 توسط علی |
|
|
اگر می شنیدیم وتعقل می کردیم اکنون در میان گروه جهنمیان نبودیم!( سوره ملک )
باوجود قدرت اندیشه هرکسی می فهمد !! پس راهی برای باوراندن مردم باید پیداکرد!
تنها راه ازکارانداختن قدرت اندیشه ی مردم است! انکارحسن وقبح عقلی راه رابرای از کار انداختن تفکر وعقلانیت هموار می کند ! این کار را بنی امیه کردند امام حسین علیه السلام را شهید کردند! این توان را به مردم دادند!!!!! یعنی حسین بکشند !!! اینک نیز پیروان بنی امیه به شکل دیگر اندیشه را از کار انداختند!!!!
امام حسین علیه السلام ، تشنه لبیک بود !! افسوس که به جای افکارش زخم هاي تنش را به ما نشان دادند وبزرگترين درد آن آزاد مرد را بي آبي ناميدند
اينگونه مي خواهند امام حسين عليه السلام و افكارش را وظلم ستيزي او را به شما نشان دهند؟؟ چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 23:34 توسط علی |
|
|
وَاِنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى
قرآن مجيد خدا را چنين معرفى مى كند: «وَاِنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى; و اين كه اوست پروردگار ستاره شعرى! در اين صورت اين سؤال پيش مى آيد: در ستاره شعرى چه خصوصيّتى وجود دارد كه خداوند خود مالك و پديد آورنده آن معرفى مى كند و چرا از ستاره هاى ديگر نام نمى برد در صورتى كه خدا خالق همه آنهاست؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 23:3 توسط علی |
|
|
جان ها فدای آن که به جان شد فدای غیر بیگانه شد زخود که شود آشنای غیر امام جواد علیه السلام : کسی که به گوینده ای گوش فرا دهد او را پرستش کرده !! اگر گوینده از خدا بگوید خدا راپرستش کرده واگر از شیطان بگوید شیطان را !! امام صادق علیه السلام: با مردم ستیزه وجدال مکن زیرا تورا از خدا دور می سازد!! امام باقر علیه السلام: بالاترین کمال آنست که احکام دین را یاد بگیری - بر مشکلات صبر پیشه کنی - ودر زندگی میانه رو باشی. مشو غره به >> حسن گفتار خویش به تحسین نادان و پندار خویش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 23:30 توسط علی |
|
|
دوگانه پرستی یا سه گانه پرستی؟؟؟ ما زرتشتيان را ملامت مى كنيم كه دوگانه پرست هستند، آيا عقيده ما به وجود شيطان كه منشأ گمراهى ها و شرور است، يك نوع دو گانه پرستى نيست؟ همچنين ما مسيحيان را سرزنش مى كنيم كه سه گانه پرستند آيا عقيده ما به «پيامبر» و «جبرئيل» در برابر «خداوند» يك نوع سه گانه پرستى محسوب نمى شود؟ پاسخ چنين استنباط هايى مسلّماً بر اثر عدم برداشت صحيح از معناى شيطان و يا جبرئيل و پيامبر است. زيرا با توجّه به حقيقت معانى اين الفاظ، هيچ گونه ابهام و ترديدى در ا ين زمينه باقى نمى ماند. توضيح اين كه: شيطان بمانند ساير موجودات، يكى از مخلوقات خداست و در آغاز پاك آفريده شده است، ولى بر اثر طغيانگرى و تكبّر، از مقام برجسته خويش سقوط كرده و به درّه ويرانگرى و فساد فرو رفته است و تسلّط او بر افراد انسان هرگز يك تسلّط اجبارى نيست، بلكه تسلّط او بر كسانى است كه او را به وجود خود راه دهند ولايت و سرپرستى او را بپذيرند و تحت وسوسه هاى او قرار گيرند; امّا آنها كه به وسيله ايمان به خدا و اراده محكم و استوار خود در برابر او سدّى كشيده اند، هيچ گاه نفوذى در آنها نخواهد داشت اِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيده اند....» از آنچه گفته شد، بخوبى روشن مى شود كه شيطان نه يك مبدأ مستقل در برابر خداست و نه آفريننده شرور و آفات مى باشد، بلكه خود موجودى ضعيف و مخلوقى ناتوان از مخلوقات خدا حساب مى شود و اگر مى بينيم خداوند او را به حال خود واگذارده، براى اين است كه بندگان پاك خدا و پويندگان راه او نه تنها از وجود شيطان ضرر نمى برند، بلكه با مقاومت در برابر وسوسه هاى او روز به روز كاملتر و نيرومندتر و شايسته تر خواهند شد كه گفته اند: «همواره تكامل ها در درون تضادّها صورت مى گيرد». امّا اعتقاد به خدا و جبرئيل و محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) هم به هيچ وجه با عقيده نصارى درباره «اقانيم ثلاثة» - اب، ابن و روح القدس - مشابهت ندارد; ما خدا را تنها معبود و آفريدگار يكتا و خالق يگانه سراسر جهان هستى مى دانيم و غير از او حتّى حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) و جبرئيل و ساير پيامبران و فرشتگان را مخلوق و آفريده او مى دانيم كه از خود هيچ گونه اختيارى در اين جهان پهناور هستى ندارند; همه بنده او هستند و همه سر بر فرمان او دارند. جبرئيل پيك وحى او و محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)بنده و فرستاده و برگزيده اوست. قرآن مجيد كه مدرك اصيل تمام عقايد ماست اين حقيقت را آشكارا در بسيارى از آيات بيان كرده است و هرگونه عبارتى كه بوى الوهيّت پيامبر يا جبرئيل بدهد بشدّت از طرف اسلام مردود خواهد شد!! مدتي مي بايدت لب دوختن وز سخن دانان سخن آموختن تانياموزد نگويد صد يكي ور بگويد حشو باشد بي شكي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 21:7 توسط علی |
|
|
واذا الموءده سئلت بای ذنب قتلت ؟ هنگامي كه از دختران زنده به گور شده مي پرسند به كدام گناه كشته شده اند ؟ رسانه ها با تمام قدرت مي كوشند تا شخصيت زن معاصر را نابود كنند واين از فلسفه غرب كه مبني بر تورات وانجيل است نشأت گرفته !! آنان بر اين باورند كه علت هبوط آدم وبيرون شدنش از بهشت زن بوده در حالي كه قرآن هر دورا مقصر مي داند!! لذا قرن ها از زن به عنوان كالا ، ووسيله هوسرانی استفاده مي كردند. در غرب زن حتي حق نظر دادن نداشت. در عرب جاهلي زن به عنوان مال بود، در هند اگر مردي مي مرد زنش را نيز با او دفن مي كردند، در ايران باستان زن را هنگام خروج از خانه يا در صندوقي مي گذاشتند يا اورا كاملا مي پوشاندند . يك زمان دختران را زنده به گور مي كردند!!! آيا مي دانيد امروز غرب چگونه دختران را وهمچنین پسران را نيز زنده زنده به گور مي فرستد؟! گور بي حيائي گور بي عفتي گور بي شخصيتي گور بي هويتي خطرناك ترين و روشن ترين آن از دست دادن خويشتن خويش است !! عروسكي براي سير كردن غريزه شهوت هوسرانان همين وبس!. آیاوقت آن رسیده که دختران ايران زمين دست از بازيگوشي بردارند ودشمن خود را خوب بشناسند ، به شخصيت خود احترام بگذارند.! غرب به زنان ما اينگونه فهمانده كه تو يك جسم هستي وبس !! به روحيات او توجه نمي كند هر روز تبليغات لاغري ! توبايد این جور باشی این طور باشی!! براي كي ؟ زن افتخار جهان هستي ، زن مظهر جلوه خدا در روي زمين ، چه ناجوانمردانه با زن رفتار می کنند!!! از نظر اسلام مفهوم زیبائی قدر ومنزلت نشان زن بودن اوست. ولی تبلیغات غرب این حس را به زن می دهد که هدف از زندگی زن فقط زیبائی اوست واصولا برای زیبائی باید زندگی کند ! در نتیجه یک زن مطیع ومقلد کور کورانه تبلیغات آنان می شود واز همه مهمتر او را در حاشیه زندگی قرارش می دهند وابزار بهره کشی جنسی برای افراد پست وشهوتران . آیا وقت آن نرسیده که زنان مسلمان به فکر گوهر وجود خویش باشند. چون قلم در دست قداری فتاد لاجرم منصور بر داری فتاد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 22:13 توسط علی |
|
|
ممکن است کسانی که به طور مداوم با سایت و وبلاگ نویسی سروکار داشته باشندبه این موارد بارها برخورد کرده اند. بعضی برای تبلیغ و بازدید کنندگانشان از الفاظ و گفتار زشت استفاده میکنند. که من نمیتوانم خیلی از نام ها را به کار ببرم. مانند ( ورود پسرها ممنوع، ورود دختر ها ممنوع ، عکسهای داغ ، زیر ۱۸ سال ممنوع ، تلفن های فاحشه ها ، .....، و ...) که خواننده با کنجکاوی که از خود نشان میدهد بارها وارد سایت یا وبلاگ شده ودیده که تمام موارد یک تبلیغ بیش نبوده . و یا بدتر از آن ویروس است که وارد کامپیوترش میشود. و جای تعجب دارد شخصی که میخواهد کالایی را تبلیغ کند توسل به چه کارهایی که نمیشود. و خواننده باید عاقلانه بیندیشد عزیز، وبلاگ با سایت های مبتذل فرق میکند و رفتن به این سایت ها که دیگر سادگی نمیخواهد . آنقدر از این سایت های مبتذل وجود دارد که دیگر احتیاجی به دروغ گفتن و گول زدن و گول خوردن نیست. به اين گرگ در لباس ميش نگاه كن
فکرهای علمی و تخصصی معمولا از صبح تا ظهر مشغول وبلاگ خود هستند. از ساعت ۳ بعد از ظهر تا ۸ شب تازه وارد ها که تازه با محیط وبلاگ آشنا شده اند به کار مشغولند. از ساعت ۸ شب تا۱۲شب برو بچه های عاشق و معشوق معمولا به کار هستند. و نمیشود ساعاتی را برایشان در نظر گرفت. مذهبی ها معمولا به مناسبت ها وارد گود میشوند ، برایشان هم فرقی ندارد کسی از وبلاگشان بازدید میکند یا نه. و دوستانی هم هستند که سال تا ۱۲ ماه فقط عکس تولد بچه ، عزا ، و سال ازدواج دوستانشان را تبریک میگویند. شیطان پرست ها هم که تکلیفشان با خودشان مشخص نیست. و دیگر اینکه کسانی را میبینی که فقط به دنبال این هستند که هرجور هست لینکشان در وبلاگ های دیگر زده شود . و اصلا برایشان مهم نیست که طرف گرایش به چه موضوعی دارد! شما از کدام گروهید؟؟ فرید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 21:39 توسط علی |
|
|
امام بايد زنده باشد!@!@
اول : زمین وتمام افرادی که روی آن هستند درهرحال دارای امام اند وهیچ زمانی زمین خالی ازحجت نیست!و این موضوع از این آیه استفاده می شود :یوم ندعوکل اناس بامامهم (انبیاء آیه۷۳) زیرا خداوند تمام انسانها را در روز قیامت با امامشان می خواند در این صورت فردی روی زمین بدون امام نمی تواند باشد. دوم : وجعلناهم ائمه یهدون بامرناواوحیناالیهم فعل الخیرات واقام الصلوه وایتاءالزکات وکانو لنا عابدین (انبیاء ۷۳) طبق اين آيه امام باید زنده وشاهد وناظر اعمال مردم باشد و دائما خلق را هدایت کند . هدايت وفيوضات الهي ماننده حيات وزندگي دائماً در حال رسيدن به موجودات است وهمينطور كه رسيدن برق از منبع اصلي بدون واسطه وتعديل كننده ها باعث از بين رفتن دستگاه مي شود اين فيوضات نيز بايد به وسيله كسي كه از جانب خداوند مامور به اين كار است در بين موجودات تقسيم وتوزيع شود . دراين صورت امام فقط براي انسانها نيست!! تمام موجودات براي ادامهء حيات خود نياز به امام كه واسطه است مي باشند. در زمان پيامبر اسلام ص آن حضرت عهده دار اين كار مهم بوده وطبق اصل وراثت اين پست حساس ومهم به امام منتقل مي شود . همانطور كه هدايت تكويني از را سلول هاي حياتي به موجودات افاضه مي شود، هدايت نيز از طريق امام كه حجت خدا بر روي زمين است به مردم مي رسد ! وهوالسبب المتصل بين الارض والسماء. واوجز خليفه برحق وامام زنده حضرت بقية الله عج كسي ديگر نمي تواند باشد! مگر هر موجودي مي تواند ادعاي امامت كند؟؟ امام است كه معارف قرآن را به قلب انسان القاء مي كند ! بدون امام انسانها نابينا هستند !وقرآن را براي رسيدن به منويات وآرزوهاي خود تفسير مي كند! تلك امانيهم .... در نتيجه هر چه عمل كنداز دائرهء نفسانيات واميال شخصي خود خارج نيست وچنين قرآني بدون روح زنده و دراّك امام جز خسران ودوري از خدا چيز ديگري نيست ولا يزيد الظالمين الاّخسارا !!! كمثل الحمار يحمل اسفارا!! نتيجه : امام فقط براي مسلمانان نيست ! امام فقط براي انسانها نيست ! وجود مقدس امام براي تمام موجودات است . زندگي بدون امام جز خواب وخيال ورؤيائي بيش نيست! نقل مطالب فقط باذکر آدرس وبلاگ بلامانع است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آذر 1387ساعت 19:56 توسط علی |
|
|
هر دستگاهی یک تنظیم کننده و رگولاتور دارد !! تنظیم کننده عالم هستی امام است واگر امام نیز خود خطا کند چگونه می تواند تنظیم کننده باشد ؟؟ مغز انسان ماننده یک تنظیم کننده است در کسانی که مست یا دیوانه یا بیهوش شده اند در چشم آنان نقصی به وجود نیامده چشم سالم است گوش سالم است هرکدام کار خود را درست انجام می دهد ولی چون مغز ودستگاه فکری از کار خود دست کشیده و به وظیفه خود عمل نمی کند اعصاب کار خود را به مغز تحویل می دهند ولی مغز نمی تواند آن را بشناسد ودستورات لازم را بدهد خداوند چگونه بدن انسان را با چنین دستگاهی مجهز کرده ولی خلق را به حال خود واگذاشته وامامی که کارهای درست را به آنان نشان دهد وشک وشبهه را از آنان برطرف کند ومردم را از سرگردانی خارج کند برای آنان قرار نداده زندگی بدون امام معصوم ماننده بدن بدون مغز وعقل است والسلام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:44 توسط علی |
|
|
روزي سه طلبه از شهر توس آمدند تا به ديدار ملا صدرا مشرف شوند ، مي گفتند شنيده ايم كه كرامات شيطاني دارد. پس ملا صدرا را يافتند با عبائي كهنه و وصله دار ونعليني پاره به جاي نياوردند گمان كردند از نوكران ملاست !! گفتند ملا صدرا را مي جوئيم جواب داد خودش را مي خواهيم جواب داد من خودش هستم امرتان چيست ؟ گفتند اگر تو همان بودي كه مي گويند روزگارت به از اين بود كه هست . آدميزاد هم چماق تكفير را تحمل كند هم پارگي نعلين را؟ بدا به حالت اي شيخ !!! كه نه دنيا داري نه آخرت آنكس كه دين به شيطان مي فروشد دست كم جامه زربفت مي پوشدودر عيش ومستي مي كوشد توكه در اين جهان چنين شيره سوز شده اي وژنه پوش در دوزخ الهي چگونه خواهي بود ؟ شيخ خنديد وگفت غم مرا نخوريد كه در اين جهان چنين دوزخم بخشيدند وبه گفت وگو با نا اهلان بي خرد مبتلايم كردند تادر جهان باقي در اعلا عليين جايم دهند . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 19:20 توسط علی |
|
|
معنی نیایش آیا همان عشق بازی واقعی با آن حضرات نیست ؟
آیا همان پیروی کردن واعتقاد قلبی نه لفظی نیست ؟ نیایش با خداوند یعنی رازو نیاز -- رازو نیاز بدون شناخت بهره ای ندارد بیایید امامان را بشناسیم چه می خواهند ؟ که بودند ؟ چه کردند؟ ستایش و علی علی کردن و داد زدن و هوهو کردن جز بازی و سرگرمی کودکانه وارضاء نفس چیز دیگری نیست علی حسین فاطمه و... ع هوچی نمی خواهند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 21:37 توسط علی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 19:38 توسط علی |
|
|
آنچه در این مقاله بررسی میشود تبیین سهم و كاركرد عقل در زمینه دینشناسی است. اینكه كار عقل در رابطه با دین چیست؟
آیا فقط احكام دینی را ادراك می کند یا میتواند خودش نیز حكم دینی را بیان نماید؟یعنی آیا عقل كلید ورود بشر به ساحت دین است یا چراغ آن است و فضای محتوای دین را برای بشر آشكار میسازد؟فقط اراده و علم ازلی الهی است که در دین قانون گذاری می کند. همه اصول و فروع محتوایی دین از ناحیه خدای سبحان تعیین میشود و عقل آدمی فاقد شأن حكم كردن و دستور دادن است و تنها گزارشگر و ادراك كننده احكام و دستورهای الهی است. در واقع دخالت عقل در دین به آن است كه عقل بتواند چیزی را به مجموعه دین اضافه كند و بهبیان دیگر، دین ساز باشد! اگر كسی ادعا كند كه عقل آدمی شأن آن را دارد که در دین خدا قانون گذاری کند می پذیریم كه عقل میتواند در بُعد تشریعی دین سهمی داشته باشد و احكامی را به مجموعه دین بیفزاید. امّا باید گفت: فقط اراده و علم ازلی الهی است که در دین قانون گذاری می کند. همه اصول و فروع محتوایی دین از ناحیه خدای سبحان تعیین میشود و عقل آدمی فاقد شأن حكم كردن و دستور دادن است و تنها گزارشگر و ادراك كننده احكام و دستورهای الهی است. پس عقل ابزاری در دست بشر است که دین را با آن بفهمد. این كه گفته میشود عقل حكم میكند؛ یعنی حكم خدا را میفهمد و گرنه عقل، نمی تواند حکمی الهی از خودش بدهد. چون حاكم واقعی کسی است كه علم مطلق و آگاهی همه جانبه به ملاك های دنیا و آخرت داشته باشد. به علاوه اگر به دستور او عمل نشود بتواند عتاب و عقاب كند. بنابراین فقط خداست که می تواندحکم و دستوری را بر بندگان واجب کند. پس عقل چراغ هدایت و روشن کننده راه در مسیر فهم دین است. جوادی آملی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 20:18 توسط علی |
|
|
پیامبر ص فرمود : هر روز از شش چیز به خدا پناه برید شک- شرک -تعصب بیجا -غضب - ستم - حسد
یعنی شک در اصول و عقائد وشرک در معبود وعبادت است . توضیح مورد شک در روایت: آنچه در ابتدا به نظر مى رسد این است که شک در دین، بد بوده ونشانه عدم ایمان و به تبع عدم آرامش است؛ زیرا هدف این است که انسان به ایمان و یقین برسد و با آن آرامش بیابد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 22:18 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این مطلب را بخوانی ضرر نمی کنی
این قاطع حبائل الکذب والافتراء کجاست آن مردی که ریسمان های دروغ وافترا را پاره کند این طامس آثارالزیغ والاهواء کجاست آن کسی که آثاراندیشه باطل وهواهای نفسانی را محو ونابود می میکند این جامع الکلمه علی التقوی کجاست آن کسی که بساط اختلاف را برمی چیند ومردم را بروحدت کلمه وتقوای در دین مجتمع می کند وبلاگ را صیحهء آسمانی نامیدم تا شاید من نیز در بلند کردن این صیحه وندای آسمانی ودعوت به سوی فلاح رستگاری با سروش آسمانی هم ندا شوم وهمه را به سوی او که بزودی خواهد آمد دعوت کنم تا سهمی داشته باشم.! اینک که صیحه هائی از آسمان ماهواره و اینترنت بلند است ومردم را به سوی شیطان و شیطان پرستی می خواند مانیز با سروش حق هم صدا شویم ومردم را به سوی یگانه منجی بخوانیم السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه امید است رضایش را حاصل کرده باشم که مانیز از منتظران او هستیم مواظب باش ! مواظب باش !جای دیگر نروی !!!! طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی صبح بی تو، رنگ بعد ازظهر یک آدینه دارد بی تو حتی مهربانی ، حالتی از کینه دارد بی تو می گویند تعطیل است کار عشق بازی عشق اما کی خبر از شنبه وآدینه دارد؟ خبر آمد خبری در راه است !!!! خبر آمد خبری در راه است !!!! |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
سايت پايگاه حوزه |
|
RSS
|